به متن اصلی بازگردید

استاد روزبه

Go Search
موسسه فرهنگی روزبه
فارغ التحصیلان
کادر آموزشی
دبستان
دبیرستان دوره ۱
دبیرستان دوره ۲
آلبوم
  

 

   من مي خواهم از اولين برخوردي که با مرحوم رضا روزبه داشتم سخن بگويم. نکته اي که در بين همه ما مشابه بود اين بود که وقتي ايشان را در اولين روزها مي ديديم باور نمي کرديم که ايشان مدير مدرسه باشد. ايشان به قدري در پوشش و رفتار ساده بودند که هيچ وجه تمايزي با ساده ترين کارکنان مدرسه نداشتند. وقتي غريبه اي وارد مدرسه مي شد نمي توانست سمت و مسئوليت افراد را از لباس و طرز برخوردشان طبقه بندي کند و احياناً به خاطر اين گونه مسائل تشخيص دهيد که مدير مدرسه است. به طوري که من روز اول ايشان را نشناختم و وقتي به من معرفي شد نمي توانستم باور کنم.

   هنگامي که جمعي با ايشان نشسته بودند خاطره صدر اسلام براي انسان زنده مي شد. آنگاه که پيامبر را در جمع اصحاب نمي شناختند و مي پرسيدند محمد کجاست و محمد کيست؟ و تا وقتي که نشان نمي دادند کسي نمي فهميد کداميک از اين افراد پيامبر است. من اين حالت را در تمام مدتي که با مرحوم روزبه آشنا بودم از نزديک مشاهده مي کردم.

   مرحوم روزبه داراي شخصيتي آرام و برخوردي خوش بود. استعداد و قريحه خاصي نيز داشت. کلاس ايشان خيلي شاد بود و درس هاي شان توام با نشاط پيش مي رفت. ما در کلاس درس ايشان خسته نمي شديم و بحث هاي شان هميشه براي ما تازگي داشت.

   ايشان با يک روش حساب شده اي دانش و علم را به دانش آموزان مي آموختند و حتي فرمول هاي مشهور را از مقدمات شروع مي کردند و از آزمايشگاه گرفته تا ساير علوم را به ما مي آموختند تا به آن فرمول برسيم. بعد که ما به مسئله فرمول مي رسيديم ايشان خيلي آرام مي گفتند اين فرمول را فلان دانشمند کشف کرده است. اين روش سبب مي شد که ما خيلي خوب مسئله را بفهميم و با بنيان علم آشنا شويم.

   اما درباره ايمان اسلامي ايشان بايد بگويم که مرحوم رضا روزبه يک فرد واقعاً با ايمان بود. نکته جالب اين که ما 26 نفر دانش آموزان ايشان علي رغم فرصتي که ايشان براي تبليغ دين به ما داشتند، اما من خودم شخصاً چنين خاطره اي در بياد نمي آورم. ايشان بسيار کم صحبت مي کرد و بيشتر عمل مي نمود و الان در قلب ما تمام رفتار ايشان شکل گرفته است.

   حتي نمازخواندن ايشان تماشايي بود و وقتي که درباره مسائل اسلامي زبان به صحبت باز مي کرد واقعاً با کسان ديگر فرق عمده اي داشت و آن اين که ايشان به شدت از دانش خود نور ساخته بود. خداشناسي و دين ايشان يک مجموعه بود و سخنان ايشان چنان با بينش و دانش بود که وصف ناپذير است.

   مرحوم روزبه پشتکار عجيبي داشت. درست مثل انساني که هدف را پيدا کرده باشد يک لحظه از کار و تلاش دريغ نمي کرد. به طوري که دانش آموزان از پشتکار ايشان لذت مي بردند، تا آخرين لحظه حيات ايشان از تلاش و کوشش دست بر نداشت.

   يادم است که ايشان سخت مريض بودند و روزهاي آخر عمرشان بود که به عيادت شان رفتيم وقتي با ايشان صحبت کرديم ايشان مي گفتند که به برنامه (هيأت) در مدارس خوب نمي رسند من سفارش کردم از انگليس و فرانسه کتاب هاي (هيأت) بيايد و بعضي از آنها هم آمده و دارم کار مي کنم که ان شاا... بتوانيم تحولي در درس هيأت بدهيم چون درس بسيار شيريني است. اما ما متأسفانه خودمان را خوب تجهيز نکرديم.