به متن اصلی بازگردید

استاد روزبه

Go Search
موسسه فرهنگی روزبه
فارغ التحصیلان
کادر آموزشی
دبستان
دبیرستان دوره ۱
دبیرستان دوره ۲
آلبوم
  


 

    با روزبه به دفتر دبيرستان كه همه امكاناتش يك تلفن و دو ميز چوبي و چند صندلي لرزنده بود رفتيم و نشستم. علامه- كه لابد همه ما گذاشته‌ايم تا بميرد و آن وقت جوهر سيال وجودش را در مجالس ترحيم و هفتم و چهل و سال و تكرار با حرف و رجزخواني و بزرگ‌نمايي و بهره‌برداري مورد تشريح قرار دهيم و بگوييم كه آه و افسوس كه روزبه و علامه از دست رفتند و ديگر كسي نظير آنان پيدا نمي‌شود- لب گشود و مرا يكسره به كلاس‌هاي چهارم و پنجم و ششم طبيعي و رياضي فرستاد تا كاربرد كلام و قلم را به ارواح پك بچه‌هاي ولي عصر(عج) بياموزم. سكوت پر از جلال و ابهت روزبه مرا هشدار مي‌داد كه مسئله به اين سادگي نيست و من كه سال‌ها در كار تدريس و مدرسه‌داري بودم از نگاه تيز و عقاب گونه‌اش داستان‌ها مي‌خواندم. چشمان جذاب در زير ابروان درشت و محدود به موهاي سر و ريش سفيد و جوگندمي، چهره‌اي دوست داشتني و روحاني به او مي‌داد، اندام به نسبت كوتاه و درشت استخوانيش به نظر مي‌رسيد كه تا زير ابرها كشيده شده. لهجه تركي بر بيان فارسي او اثري جذاب و شيرين گذاشته بود، جملات را آرام و شمرده ادا مي‌كرد. كم مي‌گفت ولي مفاهيم، بلند و عظيم، پرمعني و قوي بود. همكاران يكي پس از ديگري آمدند، كودكي بودم كه در انجمن انديشمندان گير افتاده باشد. روزبه و علامه هر دو پيش از شروع كلاس‌ها نيم ساعتي براي شاگردان درس اخلاق مي‌گفتند يا روزبه آزمايشگاه را براي درس آماده مي‌كرد، كمتر كسي متوجه مي‌شد كه استاد روزبه رياست دبيرستان را هم به عهده دارد.

 

    استاد روزبه معتقد بودند که فعل امر براي انسان ساخته نشده و فقط خدا مي تواند از فعل امر استفاده کند لذا در مکالمات روزمره از فعل امري استفاده نمي کردند. مثلاً اگر تشنه بودند و نياز به آب داشتند مثلاً به مستخدم مي گفتند: مش محمد شما يک ليوان آب براي ما نمي آوري؟

 

 

    برجسته ترين خصلت استاد با توجه به فضل و کمال و عنوانش، تواضع و فروتني و بي تکلّفي وي بود به طوري که حتّي بر تواضع خود تظاهر هم نمي کرد.

    در مدرسه علوي دانش آموزان در دو‌محل غذا مي‌خورند: يکي بوفه مدرسه بودکه درآن هميشه غذاي‌گرم توسّط آشپز مدرسه تهيّه مي شد، دومي سالن نمازخانه بودکه سفره‌اي پهن مي‌کردند‌و‌تعدادي از دانش‌آموزان‌از‌منزل غذا‌مي‌آوردند‌ و‌ هنگام ناهار هر کس غذاي خود‌را‌مي‌آورد‌و‌بر‌سر‌سفره مي‌نشست‌و غذا‌مي‌خورد.‌استاد در طول‌7 سالي‌که من‌شاهد بودم‌از‌غذاي‌بوفه‌استفاده‌نکرد‌و ‌هر‌روز‌ظهر ‌وقت صرف ناهار ‌غذاي خود‌‌را‌ ازاطاق خدمتگزاران مي گرفت- حتي نمي گفت برايش بياورند- و سر سفره دانش آموزان مي‌نشست و غذاي بسيار ساده خود را که هيچ گاه از نان و پنير و انگور يا نان و شير و خرما تجاوز نمي کرد تناول مي فرمود.

   نزديک هاي وفات استاد بود‌که‌من از ايشان سوال کردم چرا جنابعالي از غذاي مدرسه استفاده نمي کنيد؟ فلسفه اين کار شما چيست؟ ايشان که ادب‌و‌اخلاقش‌اين‌بود‌که‌به‌هر‌سوال،سوال‌کننده‌هر‌که باشد،پاسخ کامل بدهد فرمودند:نظر به اين که دانش آموزاني که از‌منزل‌غذا‌مي‌آورندوسر سفره غذا‌مي‌خورند دو گروهند: يک گروه ثروتمندند و غذاي مدرسه را نمي پسندند و غذاهاي رنگين تر از منزل مي آورند و يک گروه هم بي بضاعتند و توان استفاده از غذاي مدرسه را ندارند طبعاً غذايي که ازمنزل مي آورند ساده است و نسبت به گروه اول احساس خجلت مي کنند. ولي وقتي ببينند غذاي روزبه از آنها هم فقيرانه تر است ديگر اين احساس به آنها دست نمي دهد. اين کار بزرگ علي گونه از شخصي مي تواند سرزند که تمام غرورها و هواها را در خود کشته باشد تا بتواند يک عمر با فقرا و مستمندان هم سفره شود تا بار فقر بر دل آنان سنگيني نکند. درود خدا بر تو باد اي استاد و اي شيعه علي.

    بالاتر از همه اين خصلت ها آن بود که زندگي دنيا در نظرش حقير و ناچيز مي آمد و زندگي آخرت برايش بسيار بزرگ بود. "عظم الخالق في انفسهم و صغر مادونه في اعينهم" ايشان را بارها براي استادي دانشگاه دعوت کردند ولي ايشان ترجيح داد زندگي فقيرانه معلّمي را قبول کند و با آن بسازد. هنگام مرگ يک اطاق با يک پستو در اختيار داشت و از حقوق ناچيز خود هزينه تحصيلي چند دانش آموز را تامين مي کرد. خوراک و پوشاک برايش اهميّتي نداشت.

 

 

    زندگي مرحوم استاد روزبه براي ما بهترين الگو و نمونه در آن زمان بود. منزلي قديمي در يکي از محلات تهران نزديک امامزاده يحيي، تقريباً امکانات رفاهي معمولي نيز در زندگي ايشان ديده نمي شد. با آن تحصيلات و امکانات زندگي ايشان دو تکّه از لوازم خانه با سليقه و نو به چشم مي خورد که با ساير وسايل هماهنگ نبود. وقتي در اين مورد سوال کرديم پاسخي شگفت دريافت داشتيم. گفتند: چون خانواده به اين لوازم نياز داشتند آقاي روزبه مهر خانم را پرداخته اند و ايشان از آن مبلغ اين نياز را به سليقه خودشان برطرف ساخته اند.