مدرسه توفيق در سال 1299ش به همت مرحوم حاجعلياكبر توفيقي، از رجال روشنفكر زنجان، تأسيس شد. آن مرحوم مدتي شهردار زنجان بود و نسبت به عمران و آبادي شهر و آسايش همشهريان ابتكاراتي به كار گرفته بود كه در آن زمان، يعني سالهاي 1300 تا 1320 شمسي كاملاً تازگي داشت و ظاهراً در هيچ شهر ديگر نمونه نداشت.
استاد روزبه در كلاس پنجم و ششم مدرسه توفيق، معلم رياضيات و ادبيات عربي و فارسي بود. با نظم دقيق همراه دانشآموزان وارد كلاس ميشد و با سبك مخصوصي كه در تدريس داشت، مطالب مشكل را به صورت بسيار ساده تفهيم ميكرد.
در تدريس فارسي و عربي به تناسب، آيات قرآن را مطرح مي كرد و توجه دانش آموزان را به بعضي معارف قرآني جلب مي كرد.
خاطراتي از مدرسه توفيق
1. مراسم صبحگاهي: در دوران اختناق رضاخاني كه هرگونه تظاهر به دينداري و شعائر مذهبي ممنوع بود، با ابتكار آقايان همايوني و روزبه، هر روز صبح پيش از شروع كلاسها، همه دانشآموزان و آموزگاران به حالت احترام سر صف ميايستادند و يكي از دانشآموزان ارشد، دعاي شريف فرج، معروف به دعاي حضرت مهدي(عج) را كه با اين جمله آغاز ميشود: «اللهم ارزقنا توفيق الطاعه» با صداي رسا ميخواند و سايرين با صداي رساتر گفتههاي او را تكرار ميكردند. در واقع اين مراسم، سرود صبحگاهي مدرسه توفيق بود.
2. مراسم عزاداري: به مناسبت ايام عاشورا، در ساعت آخر، سخنراني ديني به وسيله مرحوم روزبه براي دانشآموزان كلاسهاي پنجم و ششم اجرا ميشد.
3. تعطيلي مساجد و برگزاري نماز جماعت: در اواخر سلطنت منحوس رضاخان، اغلب مساجد زنجان بسته شد و ايرانياني كه از شوروي (سابق) اخراج شده بودند و به نام «مهاجر» شهرت داشتند، در مساجد اسكان يافتند؛ حتي بعضي از آنها در مسجد دكاني هم تأسيس كرده بودند. از جمله در مسجد مهديه، واقع در خيابان فرمانداري زنجان، مهاجري كه كثيرالعائله بود و بدون رعايت احترام و احكام مسجد در آنجا سكونت داشت، دكان قصابي باز كرده بود.
در اين موقعيت توأم با خفقان كه مساجد تعطيل بود و اغلب روحانيان مجبور به تغيير لباس شده بودند، دو رجل الهي، يعني جناب آقاي ابوالفضل همايوني (وفقهالله) و مرحوم روزبه با همت والاي خود در مدرسه توفيق نماز جماعت تشكيل دادند كه نوعاً از دانشآموزاني كه تربيت خانوادگي صحيح داشتند و نماز را بلد بودند، استفاده ميشد. اين وضع تا شهريور 1320 ادامه داشت. بعد از ماجراي شهريور كه منجر به فرار رضاخان گرديد و مساجد از لوث وجود مهاجران تطهير شد و علما در سنگر مساجد به انجام وظايف ديني مشغول شدند، آن دو بزرگوار ظهرها دانشآموزان كلاسهاي پنجم و ششم را با نظم خاصي به نماز جماعت مرحوم آيتالله آقاشيخ حسين دينمحمدي، كه آن موقع در مسجد ميربهاء اقامه جماعت ميفرمود، ميبردند.
4. ماجراي شلوار كوتاه: از دستورات خلاف عفتِ سالهاي آخر حكومت رضاخان، الزام دبيران و آموزگاران و دانشآموزان به پوشيدن شلوار كوتاه بالاي زانو بود. بيشتر مدارس به اين دستور نحس عمل كردند. باز اين دو بزرگوار براي حفظ عفت عمومي توصيه كردند كه دانشآموزان در خارج از محيط مدرسه شلوار معمولي بپوشند؛ ولي در مدرسه از شلوار كوتاه استفاده كنند، و براي تعويض لباس، اتاق مخصوصي منظور شده بود كه زير نظر يكي از مربيان انجام ميشد.
5. موسيقي هرزه و عكسالعمل مدرسه توفيق: دستور ديگر طاغوت، آشنا ساختن دانشآموزان به موسيقي هرزه و گمراهكننده بود كه هفتهاي يك ساعت معلم موسيقي از طرف اداره فرهنگ مأموريت داشت در كلاسهاي پنجم و ششم حاضر شود و با نواختن تار و ويولون، موسيقيهاي مبتذل به دانشآموزان بياموزد. باز دو بزرگوار نامبرده با پرداخت پول او را از حضور در مدرسه توفيق منع كردند و در امتحان نهايي، كه همان شخص ممتحن بود، به همه دانشآموزان مدرسه توفيق نمره قبولي ميداد!
6. عاشورا و عروسي طاغوتچه با دختر فرعون مصر: يزيديان مراسم برگزاري عروسي مذكور را به ايام عاشورا انداخته بودند. دستور داده شده بود كه كليه دانشآموزان و آموزگاران در يگانه دبيرستان آن زمان براي جشن و پايكوبي حاضر شوند. ما نيز عصر عاشورا در مدرسه حاضر شديم و در صف ايستاديم. آقايان همايوني و روزبه با قيافه گرفته با هم مذاكراتي داشتند. ناگهان آقاي همايوني از مدرسه خارج شد و مراجعتش حدود يك ساعت طول كشيد. پس از مراجعت ما را مرخص كردند. بعد معلوم شد باز نقشه آن دو بزرگوار بوده است كه با پرداخت پول به بعضي مقامات، كاري كردند كه دانشآموزان مدرسه توفيق از شركت در مراسم منحوس در ايام عزاداري سيدالشهدا معاف شوند.